به همراه آرای مالیاتی دیوان عدالت اداری و نظرات مالیاتی اداره حقوقی قوه قضائیه
در حال بارگذاری سند
ورود شکایت نسبت به ابطال بند های 3 و 1 بخشنامه شماره 210/99/84 مورخ 1399/11/05 معاون حقوقی حقوقی و فنی مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور و ابطال دستور العمل شماره 230/53338/د مورخ 1399/11/09 معاون درآمد های مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور
به همراه آرای مالیاتی دیوان عدالت اداری و نظرات مالیاتی اداره حقوقی قوه قضائیه
ورود شکایت نسبت به ابطال بند های 3 و 1 بخشنامه شماره 210/99/84 مورخ 1399/11/05 معاون حقوقی حقوقی و فنی مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور و ابطال دستور العمل شماره 230/53338/د مورخ 1399/11/09 معاون درآمد های مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور
دادنامهمعتبر (دائمی)هیأت عمومی دیوان عدالت اداریتاریخ صدور ۵ اسفند ۱۴۰۴شماره 140431390003157876
تاریخ دادنامه: 1404/12/5
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری
شاکیان: آقایان سیدضیاء الدین موسوی جراحی، محمد دادخواه تیرانی، رامین نادری دره شوری، حمیدرضا فتاحی، بهمن زبردست، مرتضی پورکاویان و امید یاهو
برابر ماده 107 لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت شرکت سهامی به وسیله هیأت مدیرهای که از بین صاحبان سهام انتخاب شده و کلاً یا بعضاً قابل عزل میباشند اداره خواهد شد. عده اعضای هیأت مدیره در شرکتهای سهامی عمومی نباید از پنج نفر کمتر باشد. به موجب ماده 132 لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مدیر عامل شرکت و اعضاء هیأت مدیره به استثناء اشخاص حقوقی حق ندارند هیچ گونه وام یا اعتبار از شرکت تحصیل نمایند و شرکت نمیتواند دیون آنان را تضمین یا تعهد کند. این گونه عملیات به خودی خود باطل است.
براساس ماده 133 قانون تجارت مدیران و مدیر عامل نمیتوانند معاملاتی نظیر معاملات شرکت که متضمن رقابت با عملیات شرکت باشد انجام دهند. هر مدیری که ازمقررات این ماده تخلف کند و تخلف او موجب ضرر شرکت گردد مسئول جبران آن خواهد بود. وفق ماده 142 لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت، مدیران و مدیر عامل شرکت در مقابل شرکت و اشخاص ثالث نسبت به تخلف از مقررات قانونی یا اساسنامه شرکت و یا مصوبات مجمع عمومی بر حسب مورد منفرداً یا مشترکاً مسئول میباشند و دادگاه حدود مسئولیت هر یک را برای جبران خسارت تعیین خواهد نمود. برابر ماده 135 قانون مزبور کلیه اعمال و اقدامات مدیران و مدیرعامل شرکت در مقابل اشخاص ثالث نافذ و معتبر است و نمیتوان به عذر عدم اجرای تشریفات مربوط به طرز انتخاب آنها اعمال و اقدامات آنان را غیرمعتبر دانست.
بر مبنای ماده 116 قانون مارالذکر تصویب ترازنامه و حساب سود و زیان هر دوره مالی شرکت به منزله مفاصاحساب مدیران برای همان دوره مالی میباشد و پس ازتصویب ترازنامه و حساب سود و زیان دوره مالی که طی آن مدت مدیریت مدیران منقضی یا به هر نحو دیگری از آنان سلب سمت شده است سهام مورد وثیقه این گونه مدیران خود به خود از قید وثیقه آزاد خواهد شد. مطابق ماده 128 لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت نام و مشخصات و حدود اختیارات مدیرعامل باید با ارسال نسخهای از صورتجلسه هیأت مدیره به مرجع ثبت شرکت ها اعلام و پساز ثبت در روزنامه رسمی آگهی شود.
مستند و دلایل گوناگون در خصوص عدم تسری عملیات اجرایی موضوع ماده 218 قانون مالیاتهای مستقیم نسبت به مدیرعامل خارج از اعضای هیأت مدیره و بدون حق امضاء و همچنین مدیرانی که خارج از اراده و معاذیر اجرایی اساساً امکان خارج شدن از مسئولیت مدیرعاملی و اعضای هیأت مدیره اشخاص حقوقی را ندارند.
وفق ماده 198 قانون مالیات های مستقیم در شرکت های منحله، مدیران تصفیه اشخاص حقوقی و در سایر شرکت ها مدیران اشخاص حقوقی غیردولتی به طور جمعی یا فردی، نسبت به پرداخت مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی و همچنین مالیاتهایی که اشخاص حقوقی به موجب این قانون و قانون مالیات بر ارزش افزوده مکلف به کسر یا وصول یا ایصال آن میباشند و در دوران مدیریت آنها قطعی شده باشد با شخص حقوقی مسئولیت تضامنی خواهند داشت.
این مسئولیت مانع از مراجعه ضامن ها به شخص حقوقی نیست. بنابراین بخشنامه شماره 210/99/84 مورخ 1399/11/5 معاون فنی و حقوقی مالیاتی از حیث تلقی مدیرعامل خارج از اعضای هیأت مدیره و فاقد امضای ُمجاز و همچنین اطلاق مدیران بدون تفکیک قائل شدن شرایط هر یک از آنان که به عنوان مدیران موضوع ماده 198 مالیات های مستقیم تلقی شده، از اساس دارای ایراد و فاقد محمل قانونی است و به لحاظ حقوقی نیز به واسطه تکلیف مالایطاق مسئولیتی متوجه این اشخاص نخواهد بود و نمی توان مسئولیت تضامنی پرداخت مالیات برای این قبیل اشخاص قائل شد.
در شرکت های منحله مدیر یا مدیران تصفیه اشخاص حقوقی صرفاً در دوره انحلال تا ختم تصفیه چنانچه بدهی مالیاتی در دوران آنها قطعی شده باشد با شخص حقوقی مسئولیت تضامنی خواهند داشت و اساساً مدیران تصفیهای که در زمان قطعی شدن بدهی مالیاتی، صاحب حق امضاء باشند عملیات اجرایی موضوع ماده 218 قانون مالیاتهای مستقیم پیاده سازی خواهد شد و این موضوع منصرف از اشخاصی است که در شروع اقدامات اجرایی به عنوان مدیر تصفیه انتخاب خواهد شد، می باشد چرا که در گذشته و زمان قطعی شدن مالیات ِسمت و مسئولیتی متوجه وی نبوده تا قبول پرداخت مالیات و اقدامات اجرایی را صحیح دانست.
بنابراین مدیران اشخاص حقوقی نیز که در گذشته دارای ِسمت بوده اما بدهی در دوران آنها قطعیت نیافته نیز نمی بایست مشمول مطالبه مالیات و اقدامات اجرایی و تأمینی از قبیل توقیف حساب ها و اموال و ممنوع الخروجی قرار گیرند.از ماده 118 لایحه اصلاحی قسمتی از قانون تجارت و ماده 135 آن چنین بر میآید که مدیران غیر از موارد صلاحیت خاص مجامع و آن چه خارج از موضوع شرکت است، دارای کلیه اختیارات قانونی هستند.
این امر حاکی از آن است که مدیران شرکت وکیل آن محسوب نمیشوند؛ زیرا چنانچه مدیران وکیل شرکت محسوب گردند فقط در محدوده اختیارات اعطایی امکان اقدام دارند نه فراتر از آن، بنابراین در هر حال در مقام تعریف مدیر شرکت سهامی شاید بتوان گفت، مدیران اشخاصی هستند که به وسیله سهامداران یا شرکا برای دوره زمانی معینی جهت اداره شرکت تعیین میشوند. به واقع اشخاصی که خارج از اعضای هیأت مدیره به عنوان مدیرعامل انتخاب و فاقد امضاء ُمجاز نیز می باشند، اساساً صرف نظر از این که به موجب مواد متعدد قانون تجارت به عنوان مدیر تلقی نمی گردد.
بدیهی است با توجه به این که این قبیل مدیرعامل در امورات جاری و تصمیم گیری نقشی ندارند، مسئولیتی نیز متوجه آنان نباشد و ِصرف یدک کشیدن نام مدیرعامل و درج در روزنامه رسمی نیز نمی تواند به خودی خود مسئولیتی برای اشخاص به وجود آورد، بلکه پذیرش مسئولیت های قانونی، تعهدات وی را در جایگاه مدیرعامل ایجاد می نماید یا از طرفی مدیرعامل و اعضای هیأت مدیره که تحت شرایطی امکان استعفاء برای رهایی از پرداخت مالیات ندارند، مسئولیتی متوجه آنان نبوده تا عملیات اجرایی را در اجرای ماده 218 قانون مالیات های مستقیم برای این قبیل مدیران صحیح دانست.
بر اساس رأی شماره 736 مورخ 1387/10/29هیأت عمومی دیوان عدالت اداری ، مسئولیت پرداخت مالیات در شرکتها، صرفاً متوجه آن دسته از اعضای هیأت مدیره شرکت ها که صاحب امضاء و ذی صلاح و مسئول در زمینه پرداخت مالیات شرکت در دوران تصدی خود بودهاند، دانسته شد و بخشنامههای سازمان امور مالیاتی که خلاف این را مقرر داشته بود، باطل گردید.
براسـاس رأی شمـاره 9310090905801909 مورخ 1393/11/27 هیـأت عمومی دیـوان عدالت اداری، ممنوع الخـروج نمـودن مدیـران و اعضـای هیـأت مدیـره شرکتها بابـت بدهی مالیاتی شرکت صرفا متوجه مدیرانی دانسته شد که صاحب امضای اسناد تعهدآور در دوران تصدی خود بوده اند. لذا به استناد احکام مذکور، اداره امور مالیاتی تنها در مواردی میتواند اقدام به عملیات اجرایی علیه مدیران شرکتها بابت بدهی مالیاتی نماید که آن مدیران در دوران تصدی خود از صاحبان امضای ُمجاز شرکت بوده باشد.
علی رغم استدلال مندرج در دادنامه شماره 736 مورخ 1387/10/29 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری مبنی بر خلاف قانون و خارج از اختیار بودن تسری حکم مواد 198 و 202 قانون مالیات های مستقیماز مدیران دارای حق امضاء و اختیار تصمیم گیری اشخاص حقوقی به کلیه مدیران و اعضاء هیأت مدیره، در این بند حکم مواد مذکور باز هم به کلیه مدیران اعم از دارای حق امضاء و مسئول به علاوه مدیران فاقد حق امضاء و اختیار در تصمیم گیری تسری و تعمیم یافته و بنابراین خروج از اختیارات مرجع تصویب اتفاق افتاده است.
نظر به این که در متن دستورالعمل شماره 230/53338/د مورخ 1399/11/19 معاون درآمدهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشوراز جملات کلیه مدیران، سایر مدیران قبل از انحلال و کلیه اعضای هیأت مدیره و .... بدون تفکیک دارندگان حق امضاء اسناد تعهدآور و مدیران غیرصاحب امضاء ذکر شده است و با عنایت به این که اخذ وجوه از غیرمدیون و مطالبه من غیرحق و تضییع حقوق شخص غیرمسئول به دلیل دیون شخص حقوقی و مدیران مسئول امضاء ُمجاز در هیچ یک از قوانین تجویز نشده است صدور بخشنامه مورد اشاره و ذکر کلیه مدیران و هیأت مدیره به صورت عام و بدون لحاظ ماده 50 آیین نامه ماده 219 قانون مالیات های مستقیم می باشد.
قاعده شرعی اوفوا بالعقود، المؤمنون عند شروطهم، ماده 10 قانون مدنی و سایر عمومات ناظر بر مورد تصمیمات اتخاذ شده بین شرکا طبق اساسنامه و صورتجلسات مجامع عمومی و عادی شرکت ها بین اعضای شرکت و مدیران شرکت نیز حاکم است. بنابراین اگر یکی از وکلا و نمایندگان شرکت از آنها عدول نمود برخلاف مفهوم آنها رفتار کرده و مسئولیت متوجه شخص مدیری که از آن عدول کرده است می باشد.
از ملاک ماده 190 قانون مدنی که اهلیت معامله را شرط صحت دانسته است چنین استنباط می گردد که چنانچه مدیر فاقد صلاحیت امضاء اسناد تعهدآور که طبق شرایط تعیین شده معامله را انجام نداده است یعنی فاقد صفت وکالت شرکت بوده است عمل حقوقی او به لحاظ فقدان اهلیت خاص معامله باطل میباشد زیرا که نمایندگی وکالت از طرف شرکت خود نوعی اهلیت به شمار می رود.
نهایتاً اعتقاد بر این است که در خصوص هیأت مدیره اصل بر اختیار است و در خصوص مدیرعامل اصل بر عدم اختیار. با عنایت به همین تفاوت است که مقنن در ماده 198 قانون مالیات های مستقیم صرفاً از مدیران نام برده و به هیچ وجه حکمی در خصوص مسئولیت مالیاتی سمت مدیریت عامل صادر ننموده است. در حالی که اگر مقصود مقنن متعهد نمودن مدیرعامل در کنار مدیران و استقرار مسئولیت تضامنی برای وی بود به شکلی مشابه ماده 129 قانون لایحه اصلاحی قانون تجارت از هر دو ِسمت به عنوان شخص مسئول نام می برد.
لذا به نظر میرسد از منظر قانونگذار مدیرعامل مسئولیتی در قبال پرداخت مالیات ندارد. با این وجود قید عبارت مدیرعـامل به صورت مطلق در مصوبه مورد اعتراض موجب میگردد مدیرعاملی که عضو هیأت مدیره نبوده است مشمول حکم موضوع ماده 198 قانون مالیات های مستقیم شود و مجبور به پرداخت مالیات شود.
اجبار در پرداخت مالیات شخص دیگر شخص حقوقی( توسط شخصی دیگر )مدیرعاملی که عضو هیأت مدیره نیست بدون آن که حکمی در این خصوص در قانون باشد، مغایر با حدیث نبوی لاضرر و لاضرار فی الاسلام که بر نفی ضرر و زیان زدن به خود و دیگران دردین اسلام و حرمت آن دلالت دارد بوده و از این حیث مخالف با شرع است.
از سوی دیگر مطالبه مالیات توسط سازمان امور مالیاتی کشور به شرح موصوف می تواند مصداق تحصیل مال از طریق نامشروع و مغایر با قاعده فقهی اکل مال به الباطل نیز باشد. همچنین مطابق با اصول بنیادین حقوقی ایران در تعهدات اصل بر مسئولیت اشتراکی است و مسئولیت تضامنی امری است استثنایی که نیاز به تصریح دارد.
در فقه نیز به دلایل مختلف، با ثبوت و استقرار مدیونین متعدد برای ِدین واحد « مخالفت شده است لذا در زمان شک در مسئول بودن یا مسئول نبودن میبایست وفق اصل برائت و تفسیر مضیق در موارد استثنایی به قدر متیقن بسنده نمود و صرفا مدیران دارای حق امضاء را مسئول در پرداخت مالیات دانست "
مخاطبان/ ذی نفعان : امور مالیاتی شهر و استان تهران
ادارات کل امور مالیاتی
موضوع: نحوه اجرای مقررات ماده 198 قانون مالیات های مستقیم نظر به سؤالات و ابهامات مطرح شده در خصوص مقررات ماده 198 قانون مالیاتهای مستقیم اصلاحی مصوب 1394/4/31 مبنی بر این که » در شرکتهای منحله، مدیران تصفیه اشخاص حقوقی و در سایر شرکتها مدیران اشخاص حقوقی غیردولتی به طور جمعی یا فردی، نسبت به پرداخت مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی و همچنین مالیاتهایی که اشخاص حقوقی به موجب این قانون و قانون مالیات بر ارزش افزوده مکلف به کسر یا وصول یا ایصال آن میباشند و در دوران مدیریت آنها قطعی شده باشد با شخص حقوقی مسئولیت تضامنی خواهند داشت. این مسئولیت مانع از مراجعه ضامن ها به شخص حقوقی نیست. بنابراین به منظور ایجاد وحدت رویه، مقرر می دارد:
-1 در شرکتهای منحله، مدیران تصفیه اشخاص حقوقی و سایر مدیران قبل از انحلال شخص حقوقی نسبت به مالیات بر درآمد شخص حقوقی و همچنین مالیاتهایی که به موجب قانون مالیاتهای مستقیم و مالیات بر ارزش افزوده، شخص حقوقی مکلف به کسر یا وصول یا ایصال آن بوده و در دوران مدیریت آنها قطعی شده باشد، مشمول مفاد این ماده میباشند.
-2 کشور به شرح موصوف می تواند مصداق تحصیل مال از طریق نامشروع و مغایر با قاعده فقهی اکل مال به الباطل نیز باشد. همچنین مطابق با اصول بنیادین حقوقی ایران در تعهدات اصل بر مسئولیت اشتراکی است و مسئولیت تضامنی امری است استثنایی که نیاز به تصریح دارد. در فقه نیز به دلایل مختلف، با ثبوت و استقرار مدیونین متعدد برای ِدین واحد مخالفت شده است لذا در زمان شک در مسئول بودن یا مسئول نبودن میبایست وفق اصل برائت و تفسیر مضیق در موارد استثنایی به قدر متیقن بسنده نمود و صرفا مدیران دارای حق امضاء را مسئول در پرداخت مالیات دانست .متن مقرره های مورد شکایت به شرح زیر است:
نظر به سؤالات و ابهامات مطرح شده در خصوص مقررات ماده 198 قانون مالیاتهای مستقیم اصلاحی مصوب 1394/4/31 مبنی بر این که در شرکتهای منحله، مدیران تصفیه اشخاص حقوقی و در سایر شرکتها مدیران اشخاص حقوقی غیردولتی به طور جمعی یا فردی، نسبت به پرداخت مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی و همچنین مالیاتهایی که اشخاص حقوقی به موجب این قانون و قانون مالیات بر ارزش افزوده مکلف به کسر یا وصول یا ایصال آن میباشند و در دوران مدیریت آنها قطعی شده باشد با شخص حقوقی مسئولیت تضامنی خواهند داشت. این مسئولیت مانع از مراجعه ضامن ها به شخص حقوقی نیست. بنابراین به منظور ایجاد وحدت رویه، مقرر می دارد:
-1در شرکتهای منحله، مدیران تصفیه اشخاص حقوقی و سایر مدیران قبل از انحلال شخص حقوقی نسبت به مالیات بر درآمد شخص حقوقی و همچنین مالیاتهایی که به موجب قانون مالیاتهای مستقیم و مالیات بر ارزش افزوده، شخص حقوقی مکلف به کسر یا وصول یا ایصال آن بوده و در دوران مدیریت آنها قطعی شده باشد، مشمول مفاد این ماده می باشند.
۲- تا زمانی که شخص حقوقی در عداد شرکتهای دولتی می باشد، مدیران این گونه شرکتها مشمول حکم این ماده نمیگردند و از زمان واگذاری به اشخاص خریدار غیردولتی در اجرای قوانین و مقرّرات موضوعه، خریداران با عنایت به مفاد قرارداد و مدیران آن از تاریخ واگذاری به بعد مشمول حکم این ماده خواهند بود.
۳- با عنایت به مقرّرات قانون تجارت، مدیر عامل و کلّیه اعضای هیات مدیره اشخاص حقوقی غیردولتی (اعم از مدیران غیردولتی و دولتی) مشمول حکم ماده ۱۹۸ قانون مذکور میباشند و ادارات کل امور مالیاتی موظّفند با رعایت مفاد دستورالعمل شماره ۲۳۰/۲۱۸۰۹/د مورخ ۱۳۹۹/۵/۲۲ اقدامات لازم در این خصوص معمول نمایند.- معاون حقوقی و فنّی مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور
مخاطبان/ذی نفعان: رییس امور مالیاتی شهر و استان تهران
مدیران کل امور مالیاتی استان ها
موضوع: ترتیبات اجرای نحوه وصول بدهی بدهکاران
نظر به این که پس از قطعیت بدهی، وصول مطالبات قطعی با رعایت مقرّرات، یکی از اولویتهای سازمان جهت تحقّق کامل درآمدهای پیش بینی شده میباشد. و با توجه به شرایط حاکم بر فضای کسب و کار، وصول با اصول مطالبات با درک شرایط موجود و رعایت حقوق و کرامت مؤدّیان مورد تأکید میباشد لذا مقرّر میدارد ادارات کل امور مالیاتی برای وصول مطالبات بالاخص مطالبات معوّق موارد ذیل را رعایت نمایند:
۱- پس از قطعیت بدهی ضمن تسریع در ابلاغ بدهی به مؤدّی (حداکثر ظرف مدّت یک هفته)، در صورتی که مؤدّی بدهکار است ظرف مهلت مقرّر موضوع ماده ۲۱۰ قانون مالیات های مستقیم (حداکثر ظرف ۱۰ روز) جهت پرداخت یا ترتیب پرداخت و در صورتی که بستانکار است در راستای درخواست مؤدّی اقدام لازم به عمل آید.
۲- چنانچه مؤدّی ظرف مهلت مقرّر موضوع ماده ۲۱۰ قانون مالیات های مستقیم برای پرداخت یا ترتیب پرداخت بدهی اقدام ننماید در مواردی که امکان صدور سیستمی برگ اجرایی در پایان مهلت قانونی فراهم نشده است، حداکثر ظرف مهلت یک هفته، برگ اجرایی برای اخطار به مؤدی به منظور پرداخت بدهی ظرف مهلت یک ماه از تاریخ ابلاغ برگ اجرایی صادر و ابلاغ گردد.
-3 در صورتی که مؤدی ظرف مهلت مقرر برگ اجرایی یک ماه از تاریخ ابلاغ( نسبت به پرداخت یا ترتیب پرداخت بدهی اقدام ننماید؛ اقدامات اجرایی برای وصول مطالبات با رعایت مقررات فصل نهم باب چهارم و مفاد آیین نامه موضوع ماده 218 قانون مالیات های مستقیم از اموال مؤدی اعم از وجوه نقد، خودرو، املاک و ... نزد خود یا اشخاص ثالث به عمل آید.
-1-3 توقیف اموال مؤدی مازاد بر بدهی و ده درصد اضافی موضوع ماده 211 قانون مالیات های مستقیم و همچنین استثنائات موضوع ماده 212 قانون مزبور تخلف از مقررات محسوب می گردد و قابلیت پیگرد از طریق دادستانی انتظامی مالیاتی را خواهد داشت.
-3-3 در صورتی که علی رغم قطعیت بدهی، مؤدی کماکان به بدهی قطعی اعتراض دارد و اعتراض مؤدی با توجه به دلایل و مستندات ارائه شده قابل طرح در مراجع فرجام خواهی پس از قطعیت می باشد، در موارد خاص با رعایت مقررات موضوعه از جمله ماده 259 قانون مالیات های مستقیم و ماده 58 آیین نامه اجرایی موضـوع ماده 218 قانون مالیـاتهای مستقیم اقـدام لازم جهـت دریـافت تضـامین لازم برای توقف اقدامات اجرایی تا صدور رأی توسط مراجع یادشده به عمل آید.
-5ادارات کل امور مالیاتی موظفند متناسب با پرونده های اجرایی نسبت به تقویت هیأت های اجرایی برای وصول بدهی های قطعی بالاخص معوقات اقدام و پس از وصول مطالبات ابتدا اصل بدهی اعم از مالیات و عوارض را به ترتیب، برای تمام دوره ها و سال ها و سپس جرایم را تسویه نمایند
-6با توجه به ظرفیت محدود امور نیابت اجرایی مستقر در ستاد ضرورت دارد ادارات کل امور مالیاتی برای وصول مطالبات از ظرفیت های اجرایی اداره کل تحت مدیریت خود استفاده نمایند و در صورتی که اقدامات اجرایی به عمل آمده توسط اداره کل بی نتیجه مانده است و یا در موارد خاص استفاده از ظرفیت امور نیابت اجرایی ستاد ضروری می باشد، لازم است اطلاعات کامل بدهی را به تفکیک دوره/ سال، اصل مالیات برارزش افزوده هر دوره، اصل عوارض ارزش افزوده هر دوره، اصل مالیات هر سال در هر یک از منابع، جریمه مالیات برارزش افزوده هر دوره، جریمه عوارض ارزش افزوده هر دوره، جریمه مالیات هرسال در هریک از منابع، ردیف درآمدی مربوطه و اموال شناسایی شده مؤدی و اطلاعات مدیران و اعضای هیأت مدیره با ذکر بازه زمانی مسئولیت و قطعیت بدهی برای اشخاص حقوقی را در برگ دستور بازداشت اموال درج و به همراه برگ اجرایی و برگ قطعی جهت بررسی و اقدام به این معاونت ارسال نمایند و از ارسال مستقیم مکاتبات، رونوشت، فکس و ... به دفتر حسابداری، وصول و استرداد مالیاتی و امور نیابت اجرایی خودداری نمایند. شایان ذکر است به مستندات ارسالی بدون رعایت مفاد این دستورالعمل ترتیب اثر داده نخواهد شد. دفتر حسابداری و وصول و استرداد مالیاتی موظف است مستندات ارسال شده فاقد شرایط یادشده را عودت نماید.
-7 دفتر حسابداری، وصول و استرداد مالیاتی موظف است پس از ارجاع درخواست اداره کل توسط این معاونت، مستندات موضوع بند 5 این دستورالعمل را بررسی و در صورت تأیید مستندات و مبانی قطعیت و عدم امکان وصول در اداره کل، عملیات وصول را با عودت از مؤدی پیگیری و چنانچه امکان پرداخت یا ترتیب پرداخت بدهی فراهم نشد مراتب را به امور نیابت اجرایی جهت وصول مطالبات اعلام نماید.
-8 تأییدیه میزان وصولی امور نیابت اجرایی مستقر در ستاد در هر ماه به تفکیک مالیات، عوارض، جریمه مالیات، جریمه عوارض و ... جهت اعمال در حساب مؤدی توسط دفتر حسابداری، وصول و استرداد مالیاتی به ادارات کل امور مالیاتی به ادارات کل امور مالیاتی اعلام می شود. - معاون درآمدهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور در پاسخ به شکایت مذکور، مدیرکل دفتر حقوقی و قراردادهای مالیاتی سازمان امور مالیاتی کشور 1403/11/21/ص مورخ 212/22915/ص و1399/12/27 مورخ 212/21230/ص به موجب لوایح شماره توضیحاتی داده که خلاصه آن اجمالاً به قرار زیر است:
مطابقماده 114 قانون مالیات های مستقیم، آخرین مدیر یا مدیران شخص حقوقی مشترکاً موظف اند قبل از تاریخ تشکیل مجمع عمومی یا سایر ارکان صلاحیت دار که برای اتخاذ تصمیم نسبت به انحلال شخص حقوقی دعوت شده اند، اظهارنامه ای حاوی صورت دارایی و بدهی شخص حقوقی در تاریخ دعوت روی نمونه ای که بدین منظور از طرف سازمان امور مالیاتی کشور تهیه می گردد، تنظیم و به اداره امور مالیاتی مربوط تسلیم نمایند.
همچنین برابر تبصره ماده 118 قانون مالیات های مستقیم آخرین مدیران شخص حقوقی در صورت عدم تسلیم اظهارنامه موضوع ماده 114 این قانون یا تسلیم اظهارنامه خلاف واقع و مدیران تصفیه در صورت عدم رعایت مقررات موضوع ماده 116 این قانون و این ماده و ضامن یا ضامن های شخص حقوقی و شرکا ضامن ) موضوع قانون تجارت متضامناً و کلیه کسانی که دارایی شخص حقوقی بین آنان تقسیم گردیده، به نسبت سهمی که از دارایی شخص حقوقی نصیب آنان شده است، مشمول پرداخت مالیات و جرائم متعلق به شخص حقوقی خواهد بود؛ به شرط آن که ظرف مهلت مقرر در ماده 157 این قانون از تاریخ درج آگهی انحلال در روزنامه رسمی کشور مطالبه شده باشد.
با ملاحظه مقررات مذکور، روشن است که عبارت سایر مدیران قبل از انحلال مندرج در بند 1بخشنامه مورد شکایت، ناظر به مواد قانونی یادشده بوده و لذا بند 1 بخشنامه مذکور ایجاد وضع مقررات جدید نمی کند. از سوی دیگر، شرط قطعیت مالیات در دوران مدیریت مدیر که در ادامه بند 1 بخشنامه ذکر شده، در ماده 198 نیز تصریح و به مدیران تصفیه در صدر ماده نیز، معطوف گردیده است.
بنابراین بدیهی است قید و شرطی افزون بر مقررات ماده 198 بیان نشده و با وجود شرط مزبور، کلیه مدیران قبل از انحلال که در دوران مدیریت ایشان، مالیات قطعی نگردیده، مشمول ماده و بخشنامه موصوف نمی باشند. لذا بند 1 بخشنامه، موجب توسعه قلمرو شمول ماده 198 نمی شود.
-2 مقصود مقنن در ماده 198وضع مسئولیت تضامنی برای مدیران شرکت های منحله و مدیران سایر اشخاص حقوقی است. همان گونه که استحضار دارند، تصدی ِسمت مدیریت، یا از طریق تصمیم ارکان صالح شخص حقوقی، جهت انتخاب اشخاص و یا به واسطه واگذاری یا خریداری شرکت صورت می گیرد. شاکیان با خلط دو مبحث طرق تصدی سمت مدیریت و مبنای وضع مالیات، تفسیر نادرستی از ماده 198 و بند 2 بخشنامه مورد شکایت ارائه کرده اند. در حالی که در بند یادشده، مبنای وضع سمت مسئولیت تضامنی، ماده 198 قانون بوده و این بند صرفا، در مقام رفع ابهام از نحوه دستیابی به مدیریت اشخاص حقوقی صادر شده است.
لذا ضمن پذیرش تفکیک میان شخصیت حقوقی سهامداران و شخص حقوقی، بدیهی است فقط سهامدارانی که به عنوان عضو هیأت مدیره انتخاب می شوند یا به سبب قرارداد، در این جایگاه قرار میگیرند، دارای مسئولیت تضامنی برای پرداخت مالیات خواهند بود. لذا برخلاف استدلال شاکی، مسئولیت مالیاتی شرکت با سهامدار یا خریدار آن، درصورتی که عضو هیأت مدیره باشد، کاملاً مرتبط است. همچنین وفق ماده 135 لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت که اشعار می دارد: کلیه اعمال و اقدامات مدیران و مدیرعامل شرکت در مقابل اشخاص ثالث نافذ و معتبر است و نمی توان به عذر عدم اجرای تشریفات مربوط به طرز انتخاب آنها اعمال و اقدامات آنان را غیرمعتبر دانست.
خریداران شرکت یا مدیران فعلی با علم و توجه نسبت به مطالبات و دیون شرکت که حاصل عملکرد مدیران سابق است، عهده دار این سمت و قائم مقام مدیران پیشین می شوند و وضع مسئولیت تضامنی برای ایشان، بر پایه مراتب فوق و قاعده قائم مقامی مطابق قانون صورت گرفته است.
پیش بینی صلاحیت اختصاصی دادرسی مالیاتی و وصول و اجرای مالیات و نظایر این خصیصهها برای سازمان متبوع، که جملگی بر گرفته از ماهیت فعالیت های این سازمان در حوزه حقوق عمومی است، شاهدی بر اثبات تفاوت مذکور است.
در نتیجه سازمان امور مالیاتی کشور، برای ترتب مسئولیت تضامنی نسبت به مدیران، به هیچ وجه، نیاز به اثبات وقوع تقصیر از جانب مدیران اشخاص حقوقی ندارد. همچنین شایان ذکر است مقصود از عبارت به طور جمعی یا فردی در ماده 198 قانون مالیات های مستقیم به روشنی در ماده 162 قانون مالیات های مستقیمبیان شده که ناظر بر حق انتخاب و اختیار سازمان در مراجعه به اشخاص مسئول است. در واقع، سازمان امور مالیاتی کشور، برای وصول یک طلب مالیاتی از شخص حقوقی، مخیر است به یک مدیر یا گروهی از آنها در کنار یکدیگر، مراجعه کند.
در خصوص نوع مسئولیت مدیران، ماده 142 لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت مربوط به شرکتهای سهامی در بر دارنده حکمی عام در خصوص مسئولیت مدیران و مدیرعامل این شرکت ها در صورت تخلف از مقررات قانونی می باشد. همان گونه که استحضار دارند، در مواردی که مسئولین امری متعدد باشند، اصل بر اشتراکی بودن مسئولیت آنها بوده و مسئولیت تضامنی نیاز به نص و تصریح مقنن دارد. این نص خاص به موجب اصلاحیه مورخ 1394/4/31 در ماده 198 قانون مالیات های مستقیم پیشبینی شده و مدیران اشخاص حقوقی غیر دولتی، به نحو تضامنی و نه مشترک مسئول قلمداد شده اند.
بنابراین با جمع میان ماده 142 لایحه مزبورو ماده 198 قانون مالیات های مستقیم، عبارت مدیران مذکور درماده 198 که به طور مطلق و بدون قید مسئول بیان شده است، شامل کلیه اعضای هیأت مدیره و مدیرعاملی که بدهی مالیاتی در دوران مدیریت آنان قطعی شده باشد، اعم از این که دارای حق امضاء باشند یا خیر(بوده و نوع مسئولیت آنان، تضامنی خواهد بود و در نتیجه می توان نسبت به اموال شخصی آنان نیز اقدامات اجرایی را صورت داد.
یادآوری می نماید پیش از اصلاحات قانون مالیات های مستقیم این حکم در ماده 122 قانون برنامه پنجم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، در خصوص مدیرانی که بدهی مالیاتی مربوط به دوران مدیریت آنان است، به طور مطلق تصریح شده و در مدت اعتبار این قانون، لازم الرعایه بود. همچینین به موجب بند 11 ضوابط اجرایی قانون بودجه سال 1391 کل کشور، حکم موضوع ماده اخیرالذکر، به سنوات پیش از اجرای قانون برنامه پنجم، تسری یافته و شامل مدیرانی که بدهی مالیاتی مربوط به دوران مدیریت ایشان می باشد، گردیده است.
ملاحظه می شود که قانونگذار با وجود علم و آگاهی نسبت به صدور دادنامه های شماره 736 از سوی هیأت عمومی 1393/11/27 و شماره 9310090905801909 مورخ 1387/10/29 قید مسئول را در ماده 198 تصریح نکرده و علیرغم درج هر دو این مواد در فصل هفتم از باب چهارم قانون مالیاتهای مستقیم باز هم میان موضوع این دو ماده، یعنی مسئولیت تضامنی برای پرداخت مالیات و ممنوع الخروجی مدیران مسئول تفکیک قائل شده است.
لذا مطلق مدیران کلیه اعضای هیأت مدیره و مدیرعامل اعم از این که دارای حق امضاء اسناد تعهدآور باشند یا خیر و بدهی مالیاتی در دوران مدیریت آنان قطعی شده باشد، نسبت به پرداخت بدهی مالیاتی، با شخص حقوقی مسئولیت تضامنی دارند.
همچنین با دقت نظر درماده 118 لایحه قانونی یادشده، روشن است که موضوع حق امضاء و حدود اختیارات مدیران، از مسائل داخلی شرکت محسوب شده و در برابر اشخاص ثالث، از جمله سازمان متبوع، قابل استناد نخواهد بود.
براساس ماده 125 لایحه اصلاح قسمتی از قانون تجارت مربوط به شرکت های سهامی، مدیرعامل در حدود اختیاراتی که از سوی هیأت مدیره به او تفویض می شود، نماینده شرکت و دارای حق امضاء می باشد. لذا فرض وجود مدیرعاملی که حق امضاء ندارد، منتفی خواهد بود.
دادنامه شماره 140331390001953518مورخ 1403/8/15هیأت عمومی دیوان عدالت اداری متضمن اعلام نظر فقهای شورای نگهبان، به موجب دستورالعمل شماره 200/1403/511 مورخ 1403/10/17 برای اجرای مفاد آن، به کلیه ادارات و مراجع مالیاتی ابلاغ گردیده و برابر قسمت اخیر این دستورالعمل، مدیران فاقد حق امضاء که با وجود تسلیم اظهارنامه رسمی یا اقامه دعوا، امکان استعفاء و خروج از هیأت مدیره را ندارند، در اجرای دادنامه موصوف، از شمولماده 198 خارج شده اند؛ همچنین کلیه مقررات مغایر از تاریخ تصویب ملغی الاثر اعلام گردیده است.
لذا با این اوصاف، موضوع شکایت مشمول ماده 85 قانون دیوان عدالت مذکور بوده و به دلیل انتفاء موضوع شکایت، صدور قرار رد دادخواست، مورد استدعا است:
باتوجه به ارجاع مصوبات مورد شکایت به دستورالعمل شماره 230/21809/د مورخ 1399/5/22 که پیرو نظر شماره 102/43018 مورخ 1403/5/8 فقهای شورای نگهبان ارسال شده است، در حال حاضر مصوبات مورد شکایت از این جهت واجد اشکال نیستند؛ اما اطلاق مصوبات نسبت به موارد مذکور در نظر فقهای شورای نگهبان قبل از زمان اصلاح دستورالعمل فوق، خلاف موازین شرع بوده است".
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ 1404/12/5 با حضور رییس و معاونین دیوان عدالت اداری و رؤسا و مستشاران شعب دیوان تشکیل شد و پس از بحث و بررسی با اکثریت آراء به شرح زیر به صدور رأی مبادرت کرده است.